مهمان گرامی، خوش‌آمدید!
شما قبل از این که بتوانید در این انجمن مطلبی ارسال کنید باید ثبت نام کنید.

نام کاربری
  

گذرواژه‌
  





جستجوی انجمن‌ها

(جستجوی پیشرفته)

آمار انجمن
» اعضا: 532
» آخرین عضو: esunoc
» موضوعات انجمن: 204
» ارسال‌های انجمن: 294

آمار کامل

کاربران آنلاین
در حال حاضر 3 کاربر آنلاین وجود دارد.
» 0 عضو | 3 مهمان

آخرین موضوع‌ها
بهترین رژیم لاغری صحیح و ...
انجمن: رژیمهای لاغری
آخرین ارسال توسط: panel123
2018/06/15، 02:09 AM
» پاسخ: 1
» بازدید: 855
آیا لاغری یک قسمت از بدن ...
انجمن: تغذیه
آخرین ارسال توسط: parinnk85
2018/06/14، 04:24 PM
» پاسخ: 1
» بازدید: 631
آهنگ های ترنس مخصوص باشگا...
انجمن: مباحث مختلف در مورد برنامه های تمرینی
آخرین ارسال توسط: rezareza
2018/06/13، 03:49 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 8
تفاوت تبلیغات طراحی سایت
انجمن: خبرهای جالب و خواندنی
آخرین ارسال توسط: moradi777
2018/05/23، 03:23 PM
» پاسخ: 3
» بازدید: 1,005
برنامه مشابه تلگرام چیست؟
انجمن: خبرهای جالب و خواندنی
آخرین ارسال توسط: moein.data
2018/05/23، 12:55 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 48
تهیه بلیط پرواز خارجی یکی...
انجمن: اخبار داخلی
آخرین ارسال توسط: saman200
2018/03/25، 02:14 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 53
همه چیز در مورد “تعبیر خو...
انجمن: خبرهای جالب و خواندنی
آخرین ارسال توسط: msnmsn
2018/03/23، 02:38 PM
» پاسخ: 0
» بازدید: 76
انواع ریبون در صنعت چاپ
انجمن: خبرهای جالب و خواندنی
آخرین ارسال توسط: armins
2018/03/21، 02:35 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 51
تفاوت های عمده پرینتر جوه...
انجمن: خبرهای جالب و خواندنی
آخرین ارسال توسط: armins
2018/03/21، 02:33 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 47
این غذاها عامل پیری پوست ...
انجمن: خبرهای جالب و خواندنی
آخرین ارسال توسط: armins
2018/03/21، 02:32 AM
» پاسخ: 0
» بازدید: 47

 
  تمرینات هوازی قبل یا بعد از تمرینات بدن سازی؟؟؟؟؟؟؟
ارسال کننده: saeed - 2015/04/12، 01:01 PM - انجمن: تمرینات هوازی - بدون پاسخ

تمرینات هوازی قبل یا بعد از تمرینات بدن سازی؟؟؟؟؟؟؟
[تصویر:  27892152.jpg]

"آیا تمرینات هوازی را باید قبل از تمرینات بدنسازی انجام داد یا بعد از آن؟" این سوال خیلی از شماست که دیدگاه های مختلفی نیز درباره آن نظر داده اند و ممکن است برای کسانیکه که تازه تمرین کردن را شروع کرده اند بی اهمیت جلوه کند. این مسئله هم مثل مسائل دیگر بستگی به اهداف ورزشی افراد مثلاً کاهش وزن، عضله سازی، افزایش قدرت، ورزش قهرمانی، ظاهر و امثال آن دارد.
تصمیم گرفته ایم که این مسئله را تاحدی روشن کنیم و تاحد ممکن برای گرفتن بهترین نتیجه راهنماییتان کنیم.
ورزش هوازی
ورزش های هوازی به هر ورزش با شدتی که باعث می شود اکسیژن برای گروه های عضلانی اصلی بدن طی یک دوره زمانی به طور مداوم تامین شود و فشارو تاکید بر روی سیستم قلب و عروقی بدن باشد گفته می شود.
ورزش هوازی ورزشی است که با سرعتی منظم طی مدتی طولانی تر انجام دهید نه مثل انفجارهای کوتاه انرژی در تمریناتی مثل دو اینتروال یا وزنه برداری. پیاده روی، دو نرم، دو استقامت، شنا و دوچرخه سواری، استفاده از تردمیل، دستگاه استپ، الیپتیکال، و دوچرخه ثابت در باشگاه جزء تمرینات هوازی می باشد. مهمترین منبع سوخت در تمرینات ایروبیک یا هوازی، گلوکز خون، گلوکز ذخیره بدن و چربی ها هستند.
تمرینات با وزنه
برخلاف تمرینات هوازی، تمرینات بدنسازی یا تمرین با وزنه فعالیتی است که با انفجارهای کوتاه مدت بیهوازی (بدون حضور اکسیژن) انجام می شود. بی هوازی به این معنا نیست که ما اکسیژن استغاده نمی کنیم. خیر. معنای آن این است که این فعالیت با شدتی است که نیاز عضلات به اکسیژن بیش از حد نرمال می شود و درنتیجه محصول متابولیکی مثل لاکتات تولید می شود و ادامه فعالیت با آن شدت غیرممکن می شود. مهمترین منبع سوخت بدن در تمرینات قدرتی و بدنسازی گلوکز عضلات و فسفوکراتین می باشد.
حال که با تفاوت بین تمرینات هوازی و بدنسازی آشنا شدید باید ببینیم که تمرینات هوازی باید قبل از تمرینات بدنسازی انجام شود یا پس از آن. وقتی فردی به منظور تمرین پا به داخل باشگاه می گذارد، تمرینات او می تواند چند حالت داشته باشد که در زیر بررسی می کنیم.
حالت اول: انجام تمرین هوازی بعد از تمرین بدنسازی
شما وارد باشگاه می شوید، خودتان را 10 دقیقه روی تردمیل گرم می کنید اما نمی خواهید تمرین هوازی زیادی انجام دهید چون فکر می کنید نیاز دارید انرژی خود را برای تمرینات بدنسازیتان حفظ کنید. همچنین شنیده اید که اگر تمرینات هوازی را بعد از بدنسازی انجام دهید چربی سوزی بیشتری می کنید.
انرژی بیشتری را برای تمرینات با وزنه حفظ می کند. منطق خوبی به نظر می رسد اما انجام 40 دقیقه تمرین هوازی با سرعت متوسط لزوماً انرژی شما را تخلیه نمی کند که نتوانید تمرینات بدنسازیتان را خوب انجام دهید. تا زمانیکه با تغذیه صحیح، ذخیره گلوکز کربوهیدرات بدنتان را بعد از جلسه تمرین هوازیتان حفظ کرده باشید، بدتان تا 500 گرم گلوکز ذخیره می کند.
یک جلسه دویدن روی تردمیل به مدت 40 دقیقه، برحسب وزن و سرعتتان، چیزی حدود 600 کالری می سوزاند. بخشی از این سوخت چربی های بدنتان خواهد بود، بخشی از آن گلوکز ذخیره و برخی گلوکز خون. برآورد منطقی می تواند این باشد که از کل 400 گرم گلوکز ذخیره ای که بدنتان در ابتدای تمرین موجود دارد، طی این تمرین چیزی در حدود 80 تا 100 گرم آنرا می سوزاند. می بینید که به اندازه کافی برای تمرینات بدنسازیتان باقی می ماند.
از این گذشته اگر بخشی از این گلوکز ذخیره از دست رفته را با یک نوشیدنی ورزشی یا انرژی زا قبل از شروع تمرینات بدنسازیتان جبران کنید، ذخیره گلوکز بدنتان فقط مقدار کمی از زمانیکه وارد باشگاه شدید کمتر خواهد بود.
چربی بیشتری می سوزاند. این یکی واقعاً جالب به نظر می رسد. ایده پشت این نظریه این است که اگر بخشی از ذخیره کربوهیدرات خود، یعنی همان گلوکز خون را با انجام تمرینات بدنسازی در ابتدای تمرین خالی کنید، موقع انجام تمرینات هوازی در فاز چربی سوزی خواهید بود. شاید از نظر تئوریکی این منطقی به نظر برسد اما فاز چربی سوزی بدن ساختی بسیار پیچیده و اسرارآمیز است که برایش فقط مهم است به طور کل چه میزان انرژی مصرف کرده باشید.
نمره حالت اول: خوب به نظر می رسد اما در واقعیت از 5 نمره فقط 2 نمره به آن تعلق می گیرد.
حالت دوم: انجام تمرینات هوازی قبل از تمرینات بدنسازی
در این حالت اول 40 دقیقه تمرین هوازی انجام می دهید چون فکر می کنید اگر آنرا بگذارید برای آخر تمرین خیلی خسته خواهید بود و قادر به انجام آن نخواهید بود. می دانید که اول تمرین چون سرحال تر هستید انرژی بیشتری می سوزانید پس کل انرژی های مصرفیتان بیشتر خواهد شد.
پاهایی سرحال تر برای انجام بهتر تمرینات هوازی. اگر تمرینات هوازی را قبل از بدنسازی انجام دهید، مطمئناً این قسمت از برنامه تمرینتان را بسیار کارآمدتر انجام خواهید داد و این یعنی می توانید با شدت بیشتر تمرین کنید و نتیجه بهتری کسب کنید. سنگین شدن دست ها و پاها پس از تمرینات بدنسازی باعث می شود نتوانید خوب از عهده تمرینات هوازی بربیایید.
تمرینات هوازی با شدت متوسط انرژی بیشتری نسبت به یک جلسه بدنسازی یکسان نیاز دارد پس اگر می خواهید که کالری بیشتری برای کاهش وزن بسوزانید، انجام تمرین هوازی ضروری است. با انجام دادن این تمرینات در ابتدای کار، نتیجه تمرینتان را بهتر می کنید.
از طرف دیگر، اگر به مسئله سوخت رسانی، سوخت رسانی دوباره و مصرف مایعات توجه کنیم، خواهید توانست بعد از این جلسه تمرین هوازی به راحتی از پس تمرین بدنسازی خود برآیید.
قوی شدن عروق. شایان ذکر است که تمرینات هوازی حتی برای وزنه برداران و بدنسازان حرفه ای هم از دیدگاه سلامتی اهمیت زیادی دارد. تمرینات هوازی باعث حفظ قابلیت ارتجاعی عروق می شود که برای سلامت قلبی-عروقی کاملاً لازم است. تحقیقات بسیار نشان داده اند که این قابلیت ارتجاعی در وزنه بردارانی که کمتر تمرینات هوازی انجام می دهند بدتر است.
تحقیقات نشان می دهد که انجام تمرینات هوازی قبل از تمرینات با وزنه مفید است.
در یک تحقیق مشخص شد که برای 10 مردی که هر یک از این تمرینات را داشتند چه اتفاقی افتاد: تمرین فقط استقامتی، فقط دو، تمرین استقامتی-دو، تمرین دو-استقامتی. تمرین استقامتی-دو یعنی تمرینات با وزنه قبل از تمرین هوازی انجام شده است و برعکس).
گزارش این تحقیق به این صورت بوده است:
1. میزان بازده انرژی (میزان کالری مصرف شده) پس از اتمام تمرین برای آنها که تمرینات هوازی را قبل از تمرینات با وزنه انجام دادند بیشتر بود.
2. دویدن پس از تمرینات با وزنه از نظر فیزیولوژیکی بسیار دشوارتر از انجام آن قبل از تمرینات با وزنه بوده است. (این به مسئه کارایی و ایمنی برمی گردد)
3. محققان توصیه کردند که انجام تمرینات هوازی قبل از تمرینات بدنسازی وقتی قرار است هر دو را در یک جلسه تمرین انجام دهید بهتر است.
البته این تحقیق گسترده نبوده به همین دلیل نتایج آن قابل تعمیم نیستند.
نمره حالت دوم: بااینکه شواهد و مدارک هنوز کافی نیست، اما از 5 نمره 4 نمره به آن اختصاص می دهیم.
تمرینات هوازی عضلاتم را از بین برد
برخی بدنسازان و وزنه برداران تمایل زیادی به انجام تمرینات هوازی ندارند و تصور می کنند این تمرینات هورمون های کاتابولیکی مثل کورتیزول را تولید می کند که ذخیره عضلات را بعنوان سوخت بدن استفاده می کند و درنتیجه در فرایند آنابولیک عضله سازی تداخل ایجاد می کند.
بااینکه این موضوع شایسته این است که در مقاله دیگری درمورد بدنسازی، تغذیه و متابولیسم مفصلاً بحث شود اما پاسخی کوتاه به آن این است که می توانید با تغذیه خوب و کافی قبل، حین و پس از تمرین، عضلاتتان را حفظ کنید و البته اگر قصد عضله سازی دارید، تمرینات هوازی را هم باید کمتر از یک ساعت انجام دهید.
حدود 40 دقیقه تمرین هوازی درکنار تغذیه خوب و کافی به هیچ وجه به عضلات شما آسیب نمی رساند. درواقع، باتوجه به موضوع مورد بحث در این مقاله، انجام تمرینات بدنسازی پس از تمرینات با وزنه آسیب بیشتری به عضلاتتان می رساند. فعالیت بعدی شما بلافاصله پس از تمرینات بدنسازی باید به ارتقاء فضای آنابولیک یا عضله سازی کمک کند که اینکار فقط از طریق استراحت و خوابیدن میسر است نه تمرین هوازی.
خلاصه
1. بیشتر تمرین هوازی خود را قبل از تمرینات بدنسازی قرار دهید.
2. بعد از اتمام تمرینات بدنسازی، بدنتان را سرد کنید و بعد بلافاصله بر ریکاوری خود تمرکز کنید و به تمرین بیشتر فکر نکنید.
3. بهتر است که تمرینات هوازی و بدنسازی خود را به صورت جداگانه در دو جلسه مجزا و در روزهای مختلف انجام دهید. البته اینکار زمانی بهتر است که هدفتان کاهش وزن نباشد. همچنین می توانید جلسات مجزایی را در یک روز انجام دهید اما لازم است که بین جلسات تمرین حتماً سوخت دوباره به بدنتان برسانید.
4. اگر هدف اصلیتان کاهش وزن است، انجام هر دو تمرین هوازی و بدنسازی در یک روز (البته با انجام تمرینات هوازی قبل از تمرین بدنسازی) باعث می شود سوخت و ساز بدنتان و درنتیجه کالری سوزی بیشتر شود.
5. اگر هدف اصلیتان افزایش قدرت است نه رشد عضلانی و افزایش حجم، بهتر است که تمرینات هوازی و بدنسازیتان را در دو روز جدا انجام دهید چون بعد از انجام هوازی قادر نخواهید بود وزنه های خیلی سنگین که برای افزایش قدرت لازم است استفاده کنید.
6. می توانید تمرینات بالا و پایین تنه را میکس کنید. بعنوان مثال، دویدن روی تردمیل را به همراه تمرینات بدنسازی بالاتنه در یک روز و شنا و تمرینات بدنسازی پایین تنه را در روزی دیگر انجام دهید.
7. خیلی خودتان را درگیر این مسئله نکنید. هر طور که راحت تر هستید تمرین کنید و مطمئن باشید که مشکلی برایتان ایجاد نخواهد کرد.

چاپ این مطلب

  پنج دلیل مصرف نکردن الکل
ارسال کننده: saeed - 2015/04/12، 12:44 PM - انجمن: سایر داروها - بدون پاسخ

پنج دلیل مصرف نکردن الکل
آب زدایی :

الکل اثر اب زدایی دارد الکل توانایی هورمون ضد ادراری (ADH ) را کاهش می دهد این هورمون تولید ادرار را تنظیم می کند چنانچه از نام این هورمون پیداست تولید مقدار زیاد ادرار را متوقف می کند با غیر فعال شدن ADH می توانید شش لیوان مشروب بنوشید اما این بسیار بیشتر از حجم پیشنهادی است ورزشکاران با هوش ۴۸ ساعت پیش از مسابقه نوشیدنی ها ی حاوی الکل نمی نوشند همچنین پس از مسابقه نیز تا به خوبی اب رسانی نکنند این نوشیدنی های را مصرف نمی کنند به نظر می رسد ماء الشعیر ها که کمتر از ۲ درصد الکل دارند به عنوان یک ادرار اور (مدر)عمل نمی کنند من توصیه میکنم پیش از مصرف نوشیدنیهای الکل دار به طور کامل اب رسانی کنید



کاهش سرعت بهبود اسیب دیدگی :

الکل قطر عروق خون موجود در پوست دست ها و پاها را افزایش می دهد (بنابراین چشم ها قرمز و صورت برافروخته می شود ) افزایش جریان خون خون ریزی ناشی از اسیب را بیشتر کرده و محل اسیب متورم تر از حالت عادی می شود برعکس یک کیسه یخ فشار و یالا نگه داشتن عضو اسیب دیده تورم و خون ریزی را کاهش می دهد ورزشکاران باهوش تا ۲۴ ساعت پس از اسیب دیدگی نوشیدنی های الکل دار نمی نوشند


الکل

چاق کنندگی :

هر چند الکل به اندازه ی غذاهای چرب سبب چاقی نمی شود اما توانایی افزایش چربی بدن را دارد همچنین اغلب الکل اضافی با مصرف بیشتر میان وعده و چیپس همراه است ورزشکاران باهوش به اندازه ی معقول الکل می نوشند زیرا انها به کنترل وزن خود حساسند

کاهش قدرت تفکر:

الکل می تواند شما را به انجام کارهای احمقانه وادار کند و از تفکر بازدارد

الکل می تواند ذهن شما را از خوردن و اشامیدن برای بازیافت مطلوب (زمانی که شما به اب رسانی و بازسازی ذخایر گلیکوژن پیش از تمرین بعدی نیاز دارید) دور سازد

همچنین الکل سرعت بازسازی گلیکوژن پس از ورزش را کاهش و زمان بازیافت را افزایش می دهد

منبع خوبی برای کربوهیدرات نیست

ماء الشعیر شهرت خوبی به عنوان نوشیدنی پر کربوهیدرات کسب کرده است این موضوع درست نیست یک قوطی ماء الشعیر (۳۷۵ میلی لیتر) تقریبا ۱۰ گرم کربوهیدرات تامین می کند به عنوان یک وعده ی پیش از مسابقه شما برای به دست اوردن کربوهیدرات کافی به ۱۰ تا ۲۰ قوطی ماء الشعیر نیاز دارید این حجم مایع مشکلات بسیاری زیادی به همراه خواهد داشت

برخلاف باور موجود الکل خیلی سریع بخار نمی شود بیش تر از ۹۰ درصد آن از سوی کبد متابولیزه می شود مصرف زیاد الکل می تواند سبب اسیب کبد و نیز مغز شود به همین دلیل مصرف الکل باید ممنوع شود

نحوه جذب الکل در بدن

پـس مـصرف الـکـل در حـدود ۲۰ درصـد آن از طـریق معـده جذب شده و ۸۰ درصد مابقی در روده کوچک جـذب بـــدن میگردد. سرعت جذب الکل و میزان قدرت مست کنندگی آن به عوامل زیر بستگی دارد:

۱- وزن بدن: هـر چه فرد وزنش بیشتر باشد دیرتر تحت تاثیر الکل قرار میگیرد زیرا الکل پس از ورود به جریان خون در آب کل بدن حل شده و در واقع توزیع میگردد. بـنـابـراین افراد سنگین وزن تر به خاطر آب بیشتر در بدنشان، دیرتر تـحت تاثیر الکل واقع میشوند

۲-پر و خالی بودن معده: چون بیشتر الکل مصرفی ازطـریــق روده کوچک جذب بدن میگردد، بنابراین اگر مـعـده شـما از غذا پر باشد، دریچه معده برای هضم غذا بـستـه شـده و عبـور الـکل بـه روده کــوچک کند می گردد و مـدت بیشتری الکل در معده باقی میماند.

۳-جنـســیت: زنـان زودتـر از مـردان تـحـت تـاثـیـر قــرارمی گیـرند حـتـی اگـر وزنشـان بـرابر باشد. علت آن این اسـت کـه میـزان چـربـی بــدن زنان بیشتر از بدن مردان میباشد. همچنین بافت عضلانی در زنان کمـتر از مردان اسـت. زنـان هـمچنین فاقد آنزیم تجزیه کننده الکل بوده(دی هیدروژناز) که به عنـوان سـد محـافظ در معده عمل کرده و نقش تجزیه الکل را بعده دارد. همچنین زنانی که از قرصهای ضد بارداری استفاده می کنند، بیـشتر تحت تاثیر الکل هستند بـه عـلت آنـکـه قرصـهای ضـد بارداری متابولیسم الکل را کاهش میدهند.

۴-چربی بدن: به علت آنکه الکل قادر به حل شدن در چربی نمیباشد، هـر چـه مـیزان چربی بدن بیشتر باشد، فرد بیشتر تحت تاثیر قرار می گیرد. عـکس مـوضـوع نـیز صـدق میکند افراد عضلانی دیرتر تحت تاثیر قرار میگیرند.

۵-سرعت نوشیدن، محـیط مـصرف (خانه، میـهمانـی، محل کار)، خـستگی ( چون کبد آنزیم کمتری تولید میکند)، نوع مشروب (مشروبات گازدار جذب الکل را افزایش میدهند) نیز در سرعت جذب الکل و تاثیر آن، موثر میباشند.

۶-غلضت الکل: هر چه غلظت الکل بیشتر باشد، جـذب آن بیـشتـر و سـریـعتر است.

۷- اگر الکل همراه با دیگر قرصهای روانگران (اکستازی) مـصرف گـردند قدرت سرکوبگری الکل افزایش یافته و میتواند بسیار خطرناک باشد.

۸- افراد الکلی: افرادی که بطور مستمر الکل مصرف می کنند، نسـبـت به آن مقاومت پیدا کرده و در واقع بدنشان به مصرف الکل سازگاری پیدا می کند. بـنابـراین بـرای ایـجاد حالت مستی به الکل بیشتری نیاز دارند زیرا:

کبدشان در پی سازش، آنزیم تجزیه کننده بیشتری ترشح میکند فعالیت نورونهای دستگاه عصبی و مغزشان افزایش می یابد راه های دفع الکل، اثرات زیانبار کوتاه مدت و بلند مدت…

راه های دفع الکل

الکل از ۴ طریق دفع میگردد:

کـلیـه ۵ درصـد الـکل را از طریق ادرار از بـدن خارج می کند ششـهـا ۵ درصـد الـکـل را از طـریـق بـاز دم خـارج می کنند مقدار بسیاراندکی از طریق تعریق دفع میگردد قسمت اعظم الکل توسط آنـزیمـهای کـبد اکسید شـده و به اسـیـد استـیـک، دی اکسید کربن و آب تبدیل می گردد

بطور متوسط یک انسان معمولی قادر است ۱۵ میلی لیـتـر الـکل را در طـی یـک ساعت دفع کند

چاپ این مطلب

  لیست داروها و مواد ممنوعه سال 2015
ارسال کننده: saeed - 2015/04/12، 12:40 PM - انجمن: سایر داروها - بدون پاسخ

لیست داروها و مواد ممنوعه سال 2015
آئين نامه جهاني مبارزه با دوپينگ
فهرست ممنوعه سال 1025
استاندارد بينالمللي
ترجمه و تدوين : ستاد ملي مبارزه با دوپينگ
مترجمين : دكتر رامين احمدي طباطبايي
دكتر افسانه گلشن راز


اين فهرست از اول ژانويه سال 1025 ميادي )22 دي ماه 2191 ( به اجرا در خواهد آمد.
فهرست ممنوعه سال 0215
آئين نامه جهاني مبارزه با دوپينگ
قابل اجرا و معتبر از اول ژانويه 11( 0215 دي 1393(
مطابق با ماده 4.2.2 آئين نامه جهاني مبارزه با دوپينگ، كليه مواد ممنوعه بايد بعنوان »موادخاص« درنظر گرفته شوند به جز
.M3,M2,M1 ممنوعه روشهاي همچنين و دارند قرار S.6.a و S4.5 , S4.4 ،S2 ,S1كاسهاي در كه موادي
مواد ممنوعه
S0 مواد فاقد تائيديه:
هر ماده فارماكولوژيك )داراي خواص دارويي( كه در هيچ يك از قسمت هاي بعدي فهرست ممنوعه به آن اشاره
نشده باشد و فاقد تأئيديه رسمي جاري از طرف مقامات بهداشتي مسئول دولتي به منظور مصرف درماني انساني
باشد ) به عنوان مثال: داروهاي تحت بررسي هاي پيشرفته پيش باليني ، باليني يا داروهايي كه توليد آنها متوقف
شده است، داروهاي طراحي شده ، موادي كه فقط براي مصرف دامپزشكي تأييد شدهاند( در همه مواقع ممنوع
ميباشند.
S1: عوامل آنابوليك
عوامل آنابوليك ممنوع ميباشند.
2-استروئيدهاي آنابوليك آندروژنيك)AAA(
a- استروئيدهاي آنابوليك آندروژنيك اگزوژن
*
)خارجي( شامل موارد زير ميباشد:



1-androstenediol (5α-androst-1-ene-3β,17β-diol ); 1-androstenedione (5α-androst-1-
ene-3,17-dione); bolandiol (estr-4-ene-3β,17β-diol ); bolasterone; boldenone; boldione
(androsta-1,4-diene-3,17-dione); calusterone;
clostebol; danazol ([1,2]oxazolo[4',5':2,3]pregna-4-en-20-yn-17α-ol);
dehydrochlormethyltestosterone (4-chloro-17β-hydroxy-17α-methylandrosta-1,4-dien-
3-one); desoxymethyltestosterone (17α-methyl-5α-androst-2-en-17β-ol); drostanolone;
ethylestrenol (19-norpregna-4-en-17α-ol); fluoxymesterone; formebolone; furazabol
(17α-methyl[1,2,5]oxadiazolo[3',4':2,3]-5α-androstan-17β-ol); gestrinone; 4-
hydroxytestosterone (4,17β-dihydroxyandrost-4-en-3-one); mestanolone; mesterolone;
metandienone (17β-hydroxy-17α-methylandrosta-1,4-dien-3-one); metenolone;
methandriol; methasterone (17β-hydroxy-2α,17α-dimethyl-5α-androstan-3-one);
methyldienolone (17β-hydroxy-17α-methylestra-4,9-dien-3-one); methyl-1-testosterone
(17β-hydroxy-17α-methyl-5α-androst-1-en-3-one); methylnortestosterone (17β-
hydroxy-17α-methylestr-4-en-3-one); methyltestosterone; metribolone
(methyltrienolone, 17β-hydroxy-17α-methylestra-4,9,11-trien-3-one); mibolerone;
nandrolone; 19-norandrostenedione (estr-4-ene-3,17-dione); norboletone;
norclostebol; norethandrolone; oxabolone; oxandrolone; oxymesterone;
oxymetholone; prostanozol (17β-[(tetrahydropyran-2-yl)oxy]-1'H-pyrazolo[3,4:2,3]-5α-
androstane); quinbolone; stanozolol; stenbolone; 1-testosterone (17β-hydroxy-5α-
androst-1-en-3-one); tetrahydrogestrinone (17-hydroxy-18a-homo-19-nor-17α-pregna-
4,9,11-trien-3-one); trenbolone (17β-hydroxyestr-4,9,11-trien-3-one);
و همچنين ساير مواد با ساختار شيميايي مشابه يا اثرات بيولوژيك همسان نيز ممنوع ميباشند.
b- استروئيدهاي آنابوليك آندروژنيك آندوژن
**
هنگامي كه به صورت خارجي تجويز مي شوند عبارتند از:
Androstenediol (androst-5-ene-3β ,17β-diol); androstenedione (androst-4-ene-
3,17-dione), dihydrotestosterone (17β-hydroxy-5α-androstan-3-one);
prasterone (dehydroepiandrosterone, DHEA); testosterone
و ايزومرها و متابوليتهاي آنها، شامل ولي نه محدود به :
5α-androstane-3α,17α-diol; 5α-androstane-3α,17β-diol; 5α-androstane-3β,17α-
diol ;5α-androstane-3β,17β-diol; 5β-androstane-3α,17β-diol; androst-4-ene-
3α,17α-diol; androst-4-ene-3α,17β-diol; androst-4-ene-3β,17α-diol;androst-5-
ene-3α,17α-diol; androst-5-ene-3α,17β-diol; androst-5-ene-3β,17α-diol; 4-
androstenediol (androst-4-ene-3β,17β-diol); 5-androstenedione(androst-5-ene-
3,17-dione); epi-dihydrotestosterone; epitestesterone, etiocholanolone;
7α-hydroxy-DHEA; 7β-hydroxy-DHEA;7-keto-DHEA; 19-norandrosterone;
19- noretiocholanolone


0-ديگر عوامل آنابوليك
شامل موارد زير ميباشند ولي به آنها محدود نيستند:
Clenbuterol, selective androgen receptor modulators (SARMs مانند : andarine
and ostarine), tibolone,zeranol,zilpaterol.
به منظور استفاده در اين قسمت :
*
"اگزوژن" به مادهاي اتاق ميشود كه به طور طبيعي توسط بدن انسان توليد نميشود.
**
"آندوژن" به مادهاي اتاق ميشود كه به طور طبيعي توسط بدن انسان توليد ميشود .
S2: هورمونهاي پپتيدي، فاكتورهاي رشد، مواد در ارتباط با آنها و مقلدها
مواد زير و ساير مواد با ساختار شيميايي مشابه يا با اثرات بيولوژيك همسان ممنوع ميباشند:
1- آگونيستهاي گيرنده اريتروپوئيتين:
2-2 عوامل تحريك كننده اريتروپوئز ) ساخت گلبول قرمز ESA( مانند داربي پوئيتين (dEPO) ؛ اريتروپوئيتين (EPO) ؛
EPO-Fc ؛ پپتيدهاي مقلد EMP) EPO) ، مانند CNTO 530 و پجينساتايد (Peginesatide) ، و متوكسي پولي
اتيلن گاكول – اپوئيتين بتا (CERA) ؛
Carbamylated و asialo EPO , ARA-290 : مانند ،اريتروپوئيتيك غير EPO گيرنده آگونيستهاي 2-1
EPO ؛
2- تثبيت كنندههاي فاكتور القاكننده هيپوكسي (HIF) ، مانند كبالت و FG-4592 ؛ و فعال كنندههاي HIF ، مانند آرگون،
گزنون ؛
3- گنادوتروپين جفتي (CG) و هورمون لوتئيني (LH) وعوامل آزاد كننده آنها مانند gonadorelin ، buserelin و
triptorelin در"مردان" ممنوع ميباشند.
4- كورتيكوتروفينها و عوامل آزاد كننده آنها مانند corticorelin ؛
5- هورمونرشد (GH) و عوامل آزادكننده آن شامل هورمون آزادكننده هورمون رشد (GHRH) وآنالوگهاي آن مانند
مانند Growth Hormon Secretagogues (GHS) ; tesamorelin و sermorelin , CJC-1295
(GHRPs) GH آزادكننده پپتيدهاي و ; ipamorelin و anamorelin مانند ghrelin mimetics و ghrelin
.)GHRP-2( pralmorelin و hexarelin , GHRP-6 , alexamorelin


عاوه بر آن عوامل رشد زير نيز ممنوع هستند:
فاكتور رشد فيبروباست )FGFS)، فاكتور رشد هپاتوسيت)HGF) ، فاكتور 1 رشد شبه انسوليني (IGF-1) و آنالوگهاي
آن، فاكتورهاي رشد مكانو(MGFs) ، فاكتور رشد مشتق شده از پاكت (PDGF)، فاكتور رشد وازكوار - اندوتليال
(VEGF) بعاوه هر فاكتور رشد مؤثر بر ساخت يا تحليل عضله، تاندون يا ليگامنت، ساخت عروق جديد، مصرف
انرژي، ظرفيت بازسازي يا تغيير و تبديل نوع تار عضاني.
S3- آگونسيتهاي بتادو
كليه آگونيستهاي گيرنده بتا-دو مشتمل بر همه ايزومرهاي نوري )مانند -d و -l ( ممنوع هستند.
بجز:
- سالبوتامول استنشاقي (Salbutamol) )به ميزان حداكثر 2000 ميكرو گرم طي 12 ساعت(،
- فورموترول استنشاقي (Formoterol) )به ميزان حداكثر 52 ميكروگرم طي 12 ساعت( و
- سالمترول استنشاقي (salmeterol) زمانيكه مطابق با رژيم درماني توصيه شده سازنده آن مصرف مي شوند .
سالبوتامول با غلظتي بيش از 1000ng/ml يا فورموترول با غلظتي بيشتر از 40 ng/ml در ادرار مسلماً ناشي از مصرف درماني
آن نبوده و به عنوان يافته غيرطبيعي آزمايشگاهي )AAF) تلقي خواهد شد، مگر اينكه ورزشكار از طريق بررسي فارماكوكينتيك
كنترل شده ثابت كند كه نتيجه غيرطبيعي بدست آمده به دنبال مصرف دوز درماني استنشاقي تا ميزان حداكثر مورد اشاره در باا
ميباشد.
S4- مودواتوريهاي )تعديل كنندههاي( هورموني و متابوليك
هورمونها و تعديلكنندههاي متابوليك زير ممنوع هستند:
1- مهاركنندههاي آنزيم آروماتوز مشتمل بر موارد زير بوده ولي به آنها محدود نميشوند:
Aminoglutethimide, anastrozole, androsta-1,4,6-triene-3,17-dion, (androstatrienedione),
4-androstene-3,6,17-trione(6-oxo), exemestane, formestane, letrozole, testolactone.
2- تعديل كنندههاي انتخابي گيرندههاي استروژن (SERMs) مشتمل بر مواد زير بوده ولي به آنها محدود
نميشوند:
raloxifene- tamoxifen- toremifene
3- ساير مواد ضد استروژني مشتمل بر مواد زير بوده ولي به آنها محدود نميشوند:
clomiphene, cyclofenil, fulvestrant
4- عواملي كه عمل يا اثرات مايوستاتين (myostatin) را تغيير داده و يا تعديل ميكنند، شامل مواد زير
ميباشند ولي به آنها محدود نميشوند: مهار كننده هاي مايوستاتين (myostatin Inhibitors


5- تعديلكنندههاي متابوليك:
آگونيستهاي و AICAR مانند AMP-activated protein kinase (AMPK) فعالكنندههاي 5-1
GW 1516 مانندPeroxisome Prolifrator Activated Receptor
انسولينها 5-0
Trimetazidine 5-3
S5- مواد مدر )ديورتيكها( و ديگر عوامل پوشاننده
ديورتيكها و مواد پوشاننده زير ممنوع هستند، همچنين ديگر مواد با ساختار شيميايي مشابه يا اثر )اثرات(
بيولوژيك يكسان ممنوع ميباشند.
مشتمل بر مواد زير بوده ولي به آنها محدود نميشوند:
 دسموپرسين )Desmopressin(، پروبنسيد )probenecid)، حجمدهندههاي پاسما )plasmaexpanders) مانند:
گليسرول (Glycerol) و تجويز داخل وريدي آلبومين)albumin(، دكستران)dextran(، هيدوكسياتيلاستارچ
(hydroxyethylstarch( و مانيتول )mannitol(
 Acetazolamide; amiloride; bumetanide; canrenone; chlortalidone ;
etacrynic acid; furosemide; indapamide; metolazone ;
spironolactone; thiazides, مانند : bendroflumethiazide, chlorothiazide
و hydrochlorothiazide; triamterene و vaptans, مانند : tolvaptan.
به استثناء :
 دروسپيرنون)drospirenone)، پامابروم (Pamabrom) و مصرف موضعي دورزوامايد )dorzolamide( و نيز
برينزوامايد )brinzolamide(
 كاربرد موضعي فليپرسين (felypressin) بعنوان بيحس كننده دنداني.
كشف كاربرد هر مقدار از مواد زير داراي حد آستانه مصرف، در همه مواقع يا در حين مسابقه شامل: فورموترول، سالبوتامول،
كاتين، افدرين، متيل افدرين و پسودوافدرين به همراه يك ماده مدر يا پوشاننده، يافته غيرطبيعي آزمايشگاهي تلقي ميشود مگر
اينكه ورزشكار ثابت نمايد كه داراي معافيت مصرف درماني تأييد شده براي آن ماده عاوه بر TUE تأييد شده براي ماده مدر يا
پوشاننده است


روشهاي ممنوعه
M1: دستكاري خون و تركيبات خون
موارد زير ممنوع ميباشد:
2. تجويز يا كاربرد مجددهر مقدارخون اتولوگ )خدود فرد(، آلوژنيدك [همولدوگ)فرد ديگدر( ] يدا هترولوگ)غيرانسداني( يدا
فراوردههاي گلبول قرمزباهر منشاء داخل دستگاه گردش خون.
1. افزايش دهندههاي مصنوعي جذب يا برداشت، انتقال و آزادسازي اكسيژن شامل موارد زير بوده ولي به آنها
محدود نميشوند: پرفلوروكميكال ها (Perflurochemicals), افاپروكسيرال RSR13) efaproxiral) و
فراوردههاي تغيير يافته هموگلوبيني « modified haemoglobin products » ( مانند:جايگزينهاي
خوني با پايه هموگلوبين haemoglobin-based blood substitutes و
فراوردههايهموگلوبينيميكرواينكپسوله microencapsulated products haemoglobin(،به جزء
مصرف اكسيژن مكمل.
1. هر شكل از دستكاري داخل عروقي خون يا تركيبات خوني از طريق فيزيكي يا شيميايي.
M2: دستكاري فيزيكي و شيميايي
موارد زير ممنوع ميباشد:
2. دستكاري يا قصد دستكاري نمونه ورزشكار با اين هدف كه نمونه تغيير پيدا كرده و يا عوض شود و يا صحت نمونه
گرفته شده در خال سلسله مراتب كنترل دوپينگ از بين برود، ممنوع مي باشد.
اين روشها شامل موارد زير هستند ولي به آن محدود نميشوند:عوض كردن ادرار يا تغيير دادن آن مانند آنزيمهاي پروتئاز
1. انفوزيونهاي داخل وريدي و )يا( تزريقات بيشتر از 50 ميليليتر طي دوره زماني 0 ساعته ممنوع مي باشند، بجز در
مواردي كه به صورت مجاز و قانوني در روند پذيرش بيمارستاني، اعمال جراحي و يا بررسيهاي كلينيكي دريافت شوند.
M3: دوپينگ ژني
موارد زير بدليل افزايش ظرفيت بالقوه عملكردورزشكار، ممنوع هستند:
2.انتقال پوليمرهاي اسيدهاي نوكلئيك ياآنالوگ هاي اسيد نوكلئيك;
1.استفاده از سلولهاي طبيعي و يا سلول هايي كه از نظر ژنتيكي تغيير يافته ان
مواد و روشهاي ممنوعه در حين مسابقات


عاوه بر گروهها يا كاس هاي S0 تا S5 و M1 تا M3 كه در باا به آنها اشاره شد، گروههاي زير در حين
مسابقات ممنوع ميباشند:
مواد ممنوعه
*
SadSTIMULANTS) محركها :S6
كليه مواد محرك شامل همه ايزومرهاي نوري )مانند -d و -l ( ممنوع ميباشند.
مواد محرك شامل تركيبات زير ميباشند:
a- مواد محرك غيرخاص عبارتند از:
Adrafinil; amfepramone; amfetamine; amfetaminil; amiphenazole; benfluorex;
benzylpiperazine; bromantan; clobenzorex; cocaine; cropropamide; crotetamide;
fencamine; fenetylline; fenfluramine; fenproporex; fonturacetam
[4-phenylpiracetam (carphedon)]; furfenorex; mefenorex; mephentermine; mesocarb;
metamfetamine(d-); p-methylamphetamine; modafinil;
norfenfluramine; phendimetrazine; phenmetrazine; phentermine; prenylamine;
prolintane.
هر ماده محركي كه به طور واضح و مشخص در اين قسمت فهرست نشده است ماده خاص تلقي مي گردد.
b- مواد محرك خاص.
شامل مواد زير هستند ولي به آنها محدود نميشوند:
Benzfetamine; cathine**; cathinone and its analogues, e.g. mephedrone ,methedrone,
and α-pyrrolidinovalerophenone; dimethylamphetamine; ephedrine ***
;epinephrine**** (adrenaline); etamivan; etilamfetamine ; etilefrine; famprofazone;
fenbutrazate; fencamfamin; heptaminol ;hydroxyamfetamine
(parahydroxyamphetamine); isometheptene ;levmetamfetamine; meclofenoxate;
methylenedioxymethamphetamine ;methylephedrine *** ; methylhexaneamine
(dimethylpentylamine); methylphenidate; nikethamide; norfenefrine; octopamine;
oxilofrine (methylsynephrine); pemoline; pentetrazol; phenethylamine مشتقاتش و ;
phenmetrazine; phenpromethamine; propylhexedrine ; pseudoephedrine*****;
selegiline; sibutramine; strychnine ;tenamfetamine (methylenedioxyamphetamine),
tuaminoheptane







و ديگر موادي كه ساختار شيميايي مشابه يا اثرات بيولوژيك همسان با محركها هستند، نيز ممنوع ميباشند.
بجز:
مشتقات ايميدازول براي مصرف موضعي و چشمي و مواد محرك مندرج در برنامه پايش 1025.
*
*
bupropion,caffeine,nicotin,phenylephrine,phenylpropanolamine,pipradol,
synephrine :
اين مواد در زمره برنامه پايش )نظارتي( 1025 قرار دارند و در زمره مواد ممنوعه نيستند.
**
كاتين (cathine): در مواقعي كه غلظت آن در نمونه ادرار بيشتر از 5 ميكروگرم در ميلي ليتر باشد ممنوع است.
***
افدرين (ephedrine) و متيل افدرين (Methylephedrine) زماني كه غلظت آنها در ادرار بيش از 20
ميكروگرم در ميلي ليتر باشد، ممنوع است.
****
اپينفرين )آدرنالين(: كاربرد موضعي آن مانند داخل بيني و داخل چشمي، يا تجويز همزمان آن با
بيحسكنندههاي موضعي ممنوع نميباشد.
*****
پسودوافدرين (pseudoephedrine): هنگاميكه غلظت ادراري بيشتر از 250 ميكروگرم در ميلي ليتر
داشته باشد، ممنوع است.
(NARCOTICS) مخدرها :S7
مواد مخدر زير ممنوع ميباشند:
Buprenorphine, dextromoramide, diamorphine (heroin), fentanyl and its
derivatives, hydromorphone, methadone, morphine, oxycodone, oxymorphone,
pentazocine و pethidine.
(Canabinoids) كانابينونيدها :S8
ممنوع هستند :
 نوع طبيعي مانند : كانابيس، حشيش، ماري جوانا يا فرم سنتتيك دلتا 9- تتراهيدروكانابينول (THC)
. HU-210 ، JWH0-73 ، JWH-018 ، "Spice" : مانند كانابينوئيدها شبه 
(GLUCOCORTICOIDS) گلوكوكورتيكوئيدها :S9
همه گلوكوكورتيكوئيدها در صورتي كه از راه دهان، از طريق تزريقات وريدي، عضاني، يا از راه مقعد مصرف شوند،
ممنوع ميباشند



مواد ممنوعه در ورزشهاي خاص

(Alcohol) الكل Tongue1
*
الكل )اتانول( فقط در هنگام مسابقات و در ورزشهاي زير ممنوع شده است:
كشف يا شناسايي آن با استفاده از تجزيه آزمايشگاهي از راه تنفس و يا خون ميباشد. حد يا آستانه ممنوعيت و تخلف از قوانين مبارزه با
دوپينگ برابر با غلظت خوني الكل به ميزان 0/20 گرم در ليتر ميباشد.
 ورزشهاي هوايي
)فدراسيون جهاني FAI)
 ورزش تيروكمان
)فدراسيون جهاني WA)
 ورزش اتومبيلراني (فدراسيون جهاني FIA)
 ورزش كاراته
( فدراسيون جهاني WKF)
 ورزش موتورسيكلت(فدراسيون جهاني FIM)
 ورزش قايق موتوري )فدراسيون جهاني UIM)
P2. بتابلوكرها )مهاركنندههاي گيرنده بتا(
بتابلوكرها فقط »حين مسابقات« در رشتههاي ورزشي زير و نيز در خارج از مسابقات در جاييكه به آن اشاره شده، ممنوع ميباشند:
 ورزش تيروكمان (فدراسيون جهاني WA(
*
 ورزش اتومبيلراني (فدراسيون جهاني FIA)
 ورزش بيليارد (فدراسيون جهاني WCBS) )براي همه رشتهها(
 ورزش دارت (فدراسيون جهاني WDF)
 ورزش گلف (فدراسيون جهاني IGF(
 ورزش تيراندازي (فدراسيون جهاني IPC, ISSF)
*
 ورزش اسكي/اسنوبورد (فدراسيون جهاني FIS( در:.
Ski jumping, Freestyle aerials/half pipe and snowboard half pipe/big air
 ورزشهاي زير آب )فدراسيون جهاني CMAS ( در رشتههاي
constant-weight apnoea with or without fins , dynamic apnoea with and without fins, free
immersion apnoea, Jump Blue apnoea, spearfishing, static apnoea, target shooting and
variable weight apnoea .
*
در خارج از مسابقات نيز، ممنوعيت دارند.
بتابلوكرها شامل مواد داروئي زير ميباشند ولي به آنها محدود نميشوند:
Acebutolol, alprenolol, atenolol, betaxolol, bisoprolol, bunolol, carteolol, carvedilol,
celiprolol, esmolol, labetalol, levobunolol, metipranolol, metoprolol, nadolol,
oxprenolol,pindolol, propranolol, sotalol, timolol.
* ازم به توضيح كه وفق قوانين ج.ا.ايران مصرف الكل اكيداً ممنوع بوده و با مصرف كننده مطابق قوانين قضايي كشور برخورد خواهد شد.
منبع/سایت فدراسیون بدنسازی

چاپ این مطلب

  خواب بهتر با ملاتونین
ارسال کننده: saeed - 2015/04/12، 11:32 AM - انجمن: سایر مکمل ها - پاسخ (1)

ملاتونین چیست؟

"ان-استیل-5-متوکسی تریپتامین"، یا همان ملاتونین، هورمونی است که بطور طبیعی توسط غده اپیفیز در مغز ترشح می شود. ترشح ملاتونین، با چرخه روز و شب بدن، ارتباط مستقیم دارد. بیشترین مقدار این هورمون، شبها تولید می شود. در خوراکیها هم، مقادیری ناچیز از آن، دیده می شود. بعلاوه، این روزها، مکمل ملاتونین هم در دسترس است.

2. نقش ملاتونین

ملاتونین، نقشی اساسی در خواب دارد و با توجه به اینکه نور، مانع تولید آن و تاریکی، محرک تولیدش است، باعث تنظیم ساعت داخلی بدن می شود. تحقیقات موثق علمی نشان داده اند که این هورمون، به خوابیدن، کاهش تعداد دفعات بیداری در شب و بهبود کیفیت خواب کمک می کند. ملاتونین، در درمان بدخوابی ناشی از سفرهای هوایی بلند مدت، سودمند است. مقدار کافی ملاتونین در بدن، تاثیرات مثبتی بر وضعیت روحی-روانی انسان می گذارد.

3. افراد نیازمند و نشانه های کمبود

مصرف مکملهای ملاتونین برای کسانی که دائما مسافرت می کنند یا در شیفتهای چرخشی کار می کنند، مفید است. خواب برای وزنه برداران، بدنسازان و ورزشکاران، اهمیتی حیاتی دارد، زیرا رشد و بهبود عضلات، هنگام خواب صورت می گیرد. میلیونها نفر از مردم جهان، ملاتونین را برای افزایش پایدار کیفیت خواب و استراحت، مصرف می کنند.

4. مقدار مصرف و عوارض جانبی

مقدار مصرف ملاتونین، متناسب با سن است. هنگام خواب، بدن، بطور طبیعی، مقداری ملاتونین تولید می کند و بسیاری از پزشکان و متخصصان، مقدار مصرفی را معادل مقدار تولیدی بدن و در حدود یک تا سه میلی گرم، دو یا یک ساعت و نیم پیش از خواب، تجویز می کنند. ملاتونین را نباید در طول روز مصرف کرد. برخی عوارض جانبی نادر، خواب آلودگی، خواب روی و گیجی می باشند. خانمهای باردار یا شیرده نباید این هورمون را مصرف نمایند.

رویهمرفته، ملاتونین، تاثیراتی عالی بر بهبود کیفیت خواب دارد. با تنظیم ساعت خواب خود و تاریک کردن محل خواب، به ترشح این هورمون و بهرمندی از فواید آن، کمک نمایید

چاپ این مطلب

  تکنیک ها و روشهای تمرینی
ارسال کننده: saeed - 2015/04/11، 02:44 PM - انجمن: مباحث مختلف در مورد برنامه های تمرینی - پاسخ (4)

دراپ ست
تکنيک شناخته شده دراپ ست يکي از پيشرفته ترين تکنيک هاي تمرين با وزنه مي باشد که امروزه در پرورش اندام و در تمرين با وزنه مطرح بوده و به فراواني نيز مورد استفاده پيشرفته ها و قهرمانان حرفه اي قرار مي گيرد............

استفاده از اين تکنيک بر خلاف تکنيک تقلب و ديگر تکنيک هايي که استفاده از آنها در پرورش اندام معمول بوده و بسياري از ورزشکاران حتي به صورت ناخودآگاه از فرم ها ابتدايي اين تکنيک ها استفاده مي کنند در تمرين با وزنه چندان معمول و مرسوم نبوده است و صد البته استفاده از اين تکنيک براي افراد تازه کار و مبتدي نيز هرگز توصيه نمي شود.........

در اين تکنيک شما ابتدا يک ست با وزنه هاي نيمه سنگين و يا حتي سنگين انجام داده و عضله را تا حد ناتواني پيش مي بريد و سپس بلافاصله پس از آن با استفاده از وزنه هاي سبک تر، عضلات را دوباره تا حد ناتواني کامل تحت فشار قرار مي دهيد.......
.
تمام اصل اين تکنيک در اين چند کلمه خلاصه مي شود. به ظاهر ساده است اما کساني که از اين تکنيک استفاده کرده و يا سعي در استفاده از اين تکنيک داشته اند از ظرافت و از حساسيت کار تا حدود زيادي مطلع هستند. در مطالعه منابعي که در مورد اين تکنيک به رشته تحرير در آمده است شايد به مفاهيم و عباراتي نظير دوبل دراپ و تريبل دراپ نيز برخورد کرده ايد.......
.
دوبل دراپ به اين معني است که شما تنها يک بار از وزن وزنه هايي که با آنها تمرين مي کنيد کم مي کنيد و تريبل دراپ نيز به اين معني است که در حين اجراي اين تکنيک، دو بار از وزنه هايي که با آنها تمرين مي کنيد کم مي کنيد. البته در برخي موارد و مخصوصاً زماني که شما اين تکنيک ويژه را با استفاده از دمبل اجرا مي کنيد مي توانيد روند کم کردن از وزن وزنه هاي مورد تمرين را به تناوب و در دفعات بيشتر نيز اجرا بکنيد........

به طور کلي مي توان گفت شما در هر بار که از وزن وزنه هاي خود مي کاهيد بايد در حدود 10 درصد از کل وزنه اي که با آن تمرين مي کنيد را کم کنيد. اين تکنيک را مي توان بر روي اغلب عضلات بدن اعمال کرد........
.
زماني که با اين سيستم و با اين تکنيک، تمرين مي کنيد قبل از پرداختن به تمرين، محاسبات لازم را به عمل آورده و وزنه ها را به گونه اي انتخاب کرده و در هالتر سوار کنيد که با خارج کردن صفحات بيروني از از ميله هالتر ، به راحتي بتوانيد به وزن ايده آلي که براي انجام ست بعدي مورد نياز است برسيد.........

به طور مثال اگر از صفحه هالتر هاي 25 کيلوگرمي استفاده کنيد کم کردن دو صفحه 25 کيلوگرمي منجر به کم شدن 50 کيلوگرمي وزن خواهد شد که اين امر با قانون 10 درصد در هر بار کاهش که قبلا نيز توضيح داديم سازگاري نخواهد داشت اما اگر از صفحه هاي 5 و يا 10 کيلوگرمي استفاده کرده باشيد به راحتي و بدون اتلاف وقت و بدون زمين گذاشتن وزنه ها مي توان با کم کردن دو صفحه از هالتر به وزن دلخواه براي ادامه حرکت رسيد..........

اين تکنيک فشار زاينده اي را بر عضلات وارد کرده و صرفه جويي در زمان و همچنين صرفه جويي در انرژي را نيز براي ورزشکار به ارمغان مي آورد بدين معني که فرد در تمرين با اين تکنيک، نيازي به صرف کردن زمان و انرژي خود براي بر زمين گذاشتن و برداشتن دوباره وزنه ها ندارد.....

در صورتي که شما اين تکنيک را بر روي عضلات سر شانه و دلتوئيد پياده کرده و اين حرکت را در حين تمرين نشر از جانب به کار مي گيريد حرکت را با وزنه هاي آغاز کنيد که در نهايت مي توانيد 6 تکرار با اين وزنه را انجام بدهيد.
سپس اين دمبل ها را رها کرده و با دمبل هايي که يک پله از اين دمبل ها سبک تر باشند کار را دنبال کنيد. روند نزولي وزن دمبل ها را ادامه دهيد تا جايي که به سبک ترين دمبل ها برسيد. البته ناگفته نماند که در صورت لزوم مي توانيد دو پله را نيز باهم نزول کرده و به جاي کم کردن يک سايز، دو سايز از وزن دمبل هايي که با آنها تمرين مي کنيد کم بکنيد........

اين سيستم را در تمرين با دستگاه هاي سيم کش نيز مي توان به اجرا گذاشت بدين ترتيب که پس از هر ست تمريني که در برنامه داريد يک و يا در برخي موارد دو صفحه از وزنه هاي انتخابي خود در دستگاه را کم کرده و اين روند را ادامه دهيد تا در نهايت به وزنه اي برسيد که در عين سبک بودن، براي شما بسيار سنگين به نظر برسد............

فرم ديگري از اين حرکت را نيز چنين مي توان اجرا نمود: شما ابتدا حرکتي همانند پرس بالا سينه را با وزنه هاي سنگين اجرا مي کنيد و سپس با وزنه اي سبک تر به سراغ پرس سينه رفته و سپس با وزنه اي باز هم سبک تر به سراغ اجراي حرکت زير سينه با هالتر مي رويد........

همانگونه که خود نيز متوجه شديد در اين تکنيک شما به جاي تمرين مداوم بر روي يک عضله واحد و به جاي تکرار ست ها به سراغ عضلات مختلف و يا به سراغ قسمت هاي مختلف يک عضله مي رويد........
پارسال با او زیر باران راه می رفتم....
امسال راه رفتن او را با دیگری در زیر باران اشکهایم دیدم....
شاید باران پارسال اشکهای فرد دیگری بود ....

چاپ این مطلب

  برنامه تمرینی جهت بالا بردن حجم
ارسال کننده: saeed - 2015/04/11، 02:41 PM - انجمن: مباحث مختلف در مورد برنامه های تمرینی - بدون پاسخ

جلسه اول
1-پرس بالا سینه هالتر 8/9
2-پرس سینه هالتر 8/9
3-پارالل با وزنه اضافی 8/9
4-پرس سرشانه هالتر پشت 8/9
5-نشر جانب دمبل 8/9
6-نشر خم دمبل 8/9
7-پشت بازو هالتر پرسی 8/9
8-پشت بازو هالتر نشسته 8/9
9-پشت بازو با کابل 8/9
10-شکم کرانچ با وزنه 15/15

جلسه دوم
1-اسکات پا هالتر پا متوسط 8/9
2-پرس پا باز 8/9
3-پشت پا هالتر 8/9
4-بافیکس با وزنه دست متوسط 8/9
5-زیر بغل هالتر خم دست باز 8/9
6-لت پشت گردن دست باز 8/9
7-جلو بازو هالتر ایستاده دست متوسط 8/9
8-جلو بازو دمبل تناوبی جفت دست 8/9
9-جلو بازو دمبل چکشی جفت دست 8/9
10-ساق پا ایستاده کمکی 15/15

جلسه سوم استراحت

جلسه چهارم
1-پرس سینه هالتر 8/9
2-پرس بالا سینه دمبل 8/9
3-پارالل با وزنه اضافی 8/9
4-پرس سرشانه دمبل 8/9
5-نشر جانب دمبل 8/9
6-نشر خم دمبل 8/9
7-پشت بازو هالتر خوابیده میز شیبدار 8/9
8-پشت بازو دیپ با وزنه 8/9
9-پشت بازو با کابل 8/9
10-شکم میز شیبدار با وزنه 15/15

جلسه پنجم
1-اسکات پا هالتر پا باز 8/9
2-پرس پا متوسط 8/9
3-پشت پا سیم کش 8/9
4-بافیکس با وزنه دست باز 8/9
5-زیر بغل هالتر خم دست متوسط 8/9
6-لت از جلو 8/9
7-جلو بازو هالتر ایستاده دست جمع 8/9
8-جلو بازو دمبل چکشی جفت دست 8/9
9-جلو بازو دمبل نشسته جفت دست 8/9
10-ساق پا ایستاده کمکی 15/15

جلسه ششم و هفتم استراحت

چاپ این مطلب

  کارهایی که داروهاي مدر انجام ميدهند
ارسال کننده: saeed - 2015/04/11، 02:39 PM - انجمن: مدر ها - بدون پاسخ

همانگونه كه ميدانيم داروهاي مدر داروهاي ادرار آوري هستند كه آخرين روزهاي قبل مسابقه استفاده ميشوند . البته علم جديد مصرف آن را مردود اعلام كرده .
در مورد دليل مصرف اين داروها در روزهاي پاياني قبل مسابقه بايد عرض كنم كه اين داروها به خاطر اين كه آب زير پوست دفع شود و بدن خشك تر نشان داده شود استفاده مي شود .

این داروها شامل دسته گسترده ای از ترکیبات شیمیایی با اثر مشترک افزایش میزان دفع ادرار میباشد.داروهای مدر در مواردی نظیر گلوکوم،قلیایی کردن ادرار،آلکالوزمتابولیک،کوه گرفتکی حاد،ادم حاد ریوی،افزایش کلسیم خون،مسمومیت با یونهای مختلف،نارسایی حاد کلیوی،افزایش اسید اوریک خون،فشار خون بالا،نارسایی احتقانی قلبی و دیابت بی مزه کاربرد درمانی دارند.مصرف نابجای داروهای مدر در ورزش بدلیل اثر کاهش وزن ناشی از آنهاست که در رشته هایی نظیر کشتی،وزنه برداری،بوکس،ورزشهای رزمی و قایق رانی مطلوبست به علاوه این داروها برای رقیق کردن ادرار و فرار از نتیجه آزمایشات مثبت سایر داروهای مورد استفاده در دوپینگ بکار میروند.از عوارض ناخواسته این داروها،بهم خوردن تعادل آب و الکترولیتهای بدن(که برای حفظ حیات بسیار ضروری است)و مخاطرات قلبی-عروقی،عصبی و متابولیک ناشی از آن قابل ذکر است

چاپ این مطلب

  لازیکس
ارسال کننده: saeed - 2015/04/11، 02:37 PM - انجمن: مدر ها - بدون پاسخ

این دارو هورمونی نبوده اما ادرار آور می باشد این دارو از خانواده

Saluretic

که دوره های ادراری را شامل می شود می باشد.

تاثیرات این دارو دفع بالای پتاسیم – اتصالات کلر – پتاسیم و آب می باشد.

خصوصیت مهم این دارو که با دوره محرکی ادرار مطلقا می بایستی کنترل

بشود جذب ثانویه ذره های پتاسیم – سدیم – و پیوند های کلری می باشد .

که این مورد سبب اختلال مهم و قابل ملاحضه الکترولیتی می شود که می تواند

به کلی سیستم بدن را مختل کند.

این دارو برای درمان ورم و فشار خون در پزشکی مورد استفاده قرار می گیردو

این بخاطر دفع بالای آب از بدن می باشد .

این دارو در پرورش اندام کاران در دوران قبل از مسابقه کوتاه مدت استفاده می شود

که سبب دفع آب زیر پوست شده و به همین دلیل عضلات را تفکیکی تر نشان می دهد

البته این کار بسیار خطرناک می باشد و می توان با یک کنترل دقیق زیر نظر مربی

در هنگام مسابقات و یک رژیم آب گیری منظم و سالم بدون اینکه به سیستم بدنی شما

آسیب وارد شود این کار را انجام دهید من بارها و بارها بدون استفاده از دارو های

ادرار آور توانسته ام به عضلاتی خشک و پیچیده دست پیدا کنم و اگر به عکس های

من در آرشیو دقت کنید می توانید به این قضیه پی ببرید و من بسته به علم و تجربه

مثبتی که نسبت به این قضیه داشته ام برای آب گیری هیچ دارویی را به غیر از رژیم

سالم آب گیری توصیه نمی کنم .

تاثیر این دارو یک ساعت بعداز مصرف آن آغاز می شود و تا 3 الی 4 ساعت بعد

ادامه خواهد داشت که زیاد کردن و یا کم کردن دز مصرفی این دارو بسته به میزان

آب درون بدن داشته و کم کردن و یا زیاد کردن دز مصرف بصورت سرخود خطر مرگ

را به همراه خواهد داشت .

خیلی از افراد با مصرف این دارو وزن خود را پایین آورده که آن هم به خاطر دفع

آب بوده که پس از مصرف آب وزن دوباره به حالت اولیه باز گشته و با این کار فقط

فشار بسیار زیادی به بدن وارد شده و عملا هیچ کار مثبتی انجام نشده است .

دیده شده خیلی از افراد سود جو این دارو را در بین چربی سوز ها جهت کاهش وزن

افراد چاق استفاده کرده تا وزن آنها را به ظاهر پایین بیاورند که این کار کاملا غیر انسانی

بوده و طرف مقابل را دچار خطرات بالا و عوارض جانبی شدید و یا حتی مرگ می کند.

خیلی از ورزشکاران به علت اضافه وزن قبل از وزن کشی از نوع تزریقی آن استفاده کرده

که سریع تر عمل کند و در مدت کوتاه بتوانند 3 و یا حتی 4 کیلو کم کنند تا سر وزن برسند

اما به نظر من ورزشکاری که قصد مسابقه دارد و خود را حرفه ای می داند سعی می کند

همیشه سر وزن باشد و هیچ گاه احتیاج به چنین کار خطرناکی پیدا نمی کند و سوال این است

آیا ارزش سلامتی شما بالاتر است یا لحضه ای سر وزن بودن و یا سکوی قهرمانی؟؟؟؟؟

البته ناگفته نماند شما با استفاده از این دارو بسیاری از املاح و مواد معدنی و ضروری بدن

خود را از دست می دهید که همین باعث کاهش ناگهانی حجم شما می شود و بدن شما در

روز مسابقه سرحال نمی باشد البته برخی از ورزشکاران با استفاده از گلو کوز تزریقی و یا

سرم این املاح را به بدن بر می گردانند ولی این کار نیز کمک زیادی به آنها نمی کند و فقط

مقداری بدن آنها را سرحال تر می کند .

تذکر جدی:

اگر به هر دلیل از این دارو استفاده کردید تمرین یا تحرک زیاد نکنید زیرا فشار شما پایین

آمده و خطر مرگ را به همراه خواهد داشت.

اگر بعداز مصرف لازیکس می خواهید از قرص های پیوند کلرید پتاسیم دار استفاده کنید

بدانید که این کار ممکن است یک ایست قلبی را برای شما داشته باشد.

عوارض جانبی:

اختلالات گردشی – حالت تهوع – جذب آب بالا و خطرناک – سقوط سیستم گردشی –

فشردن عضلات و مچاله کردن آنها – اسهال و بحالت اغما رفتن و بیهوشی و در نهایت ایست

کامل قلبی و مرگ

توصیه:

شما اگر یک ورزشکار حرفه ای و با علم باشید می توانید خود را بدون استفاده از این دارو و

و یا داروهای این چنینی عضلات خود را خشک و تفکیکی کنید و اگر هم علم این کار را ندارید

از مربیانی استفاده کنید که علم به این کار را داشته باشند تا دچار عوارض جانبی و آسیب دیدگیهای

بدنی نشوید زیرا که خیلی از موارد آن جبران ناپذیر است مثل مرگ

اجازه ندهید کسانی برا ی شما از این دارو ها برای کم کردن وزن استفاده کنند زیرا این مقطعی

می باشد.

اگر زمانی برای مسابقه آماده کردید و بالای وزن بودید به یک وزن بالاتر بروید اما با این دارو ها

به وزن پایین تر نیایید زیرا نتیجه مطلوبی نخواهید گرفت و فقط خود راخسته و روحیه خود را خراب
مکنید

چاپ این مطلب

  آنچه در مورد استروئیدها تست آنزیمهای کبدی، سلامت و کار کرد کبد باید بدانید
ارسال کننده: saeed - 2015/04/11، 09:17 AM - انجمن: آنتی استروژن ها - بدون پاسخ

این نوشته فقط و فقط جهت استفاده اعضای ویژه سایت bodyclass تهیه شده و هر گونه نوسخه برداری از این مطلب مجاز نمیباشد و در صورت مشاهده فرد خاطی اخراج خواهد شد.
سوالی که معمولا پیش میاید اینست که آیا بعد از مصرف چند دوره استروئیدهای خوراکی مثل اکسی متولون و دیانابول و همینطور مصرف استروئیدهای تزریقی آیا کبد سالم هست و اینکه بالا رفتن آنزیمهای کبدی از جمله آلانین آمینو ترانسفراز (ALT) یا همون (SGPT) ویا اسپارتیت آمینو ترانسفراز (AST) یا همون (SGOT) میتواند نشاند دهنده آسیب جدی کبدی باشد یا نه؟ گرچه جهت ارزیابی سلامت سلولهای کبدی از آزمایش این آنزیمها استفاده میشود اما افزایش این آنزیمها میتواند دلیل دیگری هم داشته باشد که به آنها نیز خواهیم پرداخت و نهایاتان متوجه خواهید شد که ارزیابی سلامت کبدی بعد از دوره استرویدیدی توسط چه تستی به بهترین نحو مشخس میشود. در مورد بالا بودن آنزیم های کبدی باید به این نکته اشاره کرد که عواملی مانند مصرف الکل، هپاتیت ب ، س، چاقی کبدی یا کبد چرب، بیماری ویلسون کمبود آنتی تریپسین یا بیماریهای ایمنی نیز میتواند موجب بالا رفتن این آنزیمها شود پس بالا بودن این آنزیمها صرفا به معنی ضرر حاصله از مصرف استروئید نیست و بهتره شخص قبل از استفاده از هر چیزی تستهای مورد نظر را داده و از سلامت کبدی خود اطمینان حاصل کند. کبد به عنوان یکی از عضوهای بسیار فعال بدن دربسیاری از فرایندها ی متابولیسمی کربوهیدراتها، پروتئین و چربی نقش ایفا میکند. مثلا گلوکز را به صورت گلیکوژن در خود ذخیره میکند و در صورت نیاز دوباره به گلوکز تبدیل میکند یا میتواند از منابع غیر کربوهیدراتی مثل پروتئینها و آمینو اسیدها گلوکز بسازد کبد بسیاری از آمینو اسیدهای مورد نیاز بدان را ساخته و به داخل پلاسمای خون تزریق میکند اسیدهای چرب را به صورت تریگلیسرید با کلسترول و فسفولیپید پک کرده و لیپوپروتئین حاصله جهت مصرف انرزی یا ذخیره در سلولهای چربی آزاد میکند. اکثر تولید کلسترول، LDL, HDL خون در کبد رخ میدهد. کبد همچنین تصفیه خونی را انجام داده به کمک طحال از انباشتهه شدن گلوبولهای قرمز بیش از حد جلوگیری میکند. پس سلامت کبدی برای بدن بسیار مهم بوده و باید قبل از مصرف استروئیدها و همچنین در پاکسازی مد نظر باشد. آزمایش آنزیمهای کبدی جهت نشان دادن سلامت سلولهای کبدی هست تا نشان دادن کار کرد آن و این تستها الزاما مختص سلامت کار کردی کبد نیست. مثلا تغیر در پروتئین انعقادی خون میتواند با کاهش عملکردی کبد همراه باشد اما نشان از بیماری کبد نمیتواند باشد. از آنجائیکه ارزیابی سلمت کبدی توسط این تستها راحت تر انجام میشود این تستا را معمولا برای سلامت کبد تجویز میکنند اما خواهیم دید که این تستها مختص نشان دهنده مشکل کبدی نیستند و باید عوامل دیگر هم در نظر گرفته شوند.
SGPT آنزیمی هستکه در سلولهای کبدی وجود دارد و بهش گلوتامات پیروات ترانس امیناز سرم گفته میشود. این آنزیم علاوه بر کبد به میزان کمتر درداخل سلولهای ماهیچه قلبی، اسکلتی، کلیه ها، مغز، لوزولمده، ششها، گلوبولهای سفید و قرمز خون نیز وجود دارد و میزان آن میتواند در اثر حمله قلبی، آسیب عضلانی، بیماری دستگاه عصبی و غیره بالا رود. پس گر چه این تست مختص کبد نمیباشد اما بالا بودن آن در خون شاید نشان از آسیب سلولهای کبدی و نشت این آنزیم از این سلولها بداخل خون کند. پس باید هنگام برسی نتیجه تست تمامی عوامل دخیل درنظر گرفته شوند تا بتوان درست نتیجه گیری کرد.
SGOT این نیز آنزیم دیگری هست که در سلولهای کبدی به مانند آنزیم قبلی موجود است اما این آنزیم نیز علاوه بر کبد در تمامی اعضای اشاره شده بالایی نیز وجود دارد و افزایش ناچیز این آنزیم را نتوان منحصرا دال بر آسیب سلولهای کبدی دانست. گرچه در اکثر بیماریهای کبدی میزان این آنزیم نیز افزایش پیدا کرده اما به نسبت به SGPT کمتر خواهد بود.
هر دوی این آنزیمها در سرم سطح پایینی داشته معمولا بین ۳۰ تا ۴۰ ای یو در لیتر هستند. البته رنج نرمال بنا به آزمایشگاهی که تست را انجام میدهد ممکنه فرق کنه. همانطوریکه اشاره شد باید در نظر دشت که عوامل مختلفی که در زیر ذکر خواهد شد در میزان این دو آنزیم که بصورت متداول به عنوان رفرنس وضیت کبد بکار میروند را باید در نظر داشت.
زمان روز در تغییر این دو آنزیم بطوریکه معمولا در بعد از ظهر بالاتر بوده و شب در پایینترین حد میباشند. میتوان ۱۰ تا ۳۰ در صد از روزی به روز دیگر میزان این آنزیمها متفاوت باشند.هر چه میزان عضلات بدن بیشتر باشد و وزن بالا باشد میزان مستقیمی بین این فاکتور و میزان این دو آنزیم وجود دارند و میتوان انتظار داشت که این آنزیمها در افراد درشت جثه ۴۰ تا ۴۵ در صد بالاتر باشند. ورزش از دیگر عوامل موثر در میزان این آنزیمها در خون هست و در ورزشهای سنگین مانند وزنه زدن میتوان تا ۳ برابر انتظار بالا بودن این آنزیمها را داشت. در صورت کم خونی شخص میتواند موجب بالا بودن این دو آنزیم باشد. صدمات عضلانی میتواند سطح این دو آنزیم در خون را از متوسط و بیشتر بالا ببرد که این مربوط به افزایش همزمان آنزیم کراتین کیناز نیز میباشد. آزمایشات دیگر کبدی مربوط به سطوح آنزیمهای آلفا گلوتامیل ترانس پپتیدااز (GGT) ، لاکتیک دهیدروژناز (LDH)، آلبومین و بیلیروبین میباشند.
GGT جوز آنزیمهایی هست که تنها در کبد، لوزولمده و کلیه یافت میشود. گرچه این آنزیم در اثر مواردی مانند مصرف الکل، گرفتگی کبدی یا زردی بالا میرود والی بهترین شاخص جهت اطمینان از سلامتی کار کرد کبد هست چون با حتا کوچیکرتین ناراحتی کبدی سطحش به سرعت بالا میرود.
آلکالین فسفاتاز (ALP) آنزیم دیگری هست که در مجرای کبدی و در صورت گرفتگی مجاری کبدی سطحه این آنزیم بالا میرود. ارتباط مستقیمی در بالا بودن این آنزیم و GGT در ناراحتی های کبدی وجود دارد اما در مقایسه با GGT, ALP شاخص بهتری از افزایش گرفتگی و ناراحتی های عملکردی کبدی میباشد.
LDH گرچه به عنوان شاخص ناراحتی کبدی و آسیب سلولهای کبدی بکار میرود اما بالا بودنش نشان خونی از کم خونی، خبر خطر سکته قلبی و گرفتگی ششها میباشد. آلبومین پروتئینی هست که اختصصا توسط کبد ساخته میشود و قسمت اصلی پروتئین تولیدی توسط کبد هست.
بالا بودن آنزیم آسپارتات آمینو ترانسفراز میتواند در اثر ایجاد آسیب در بافتهای دیگر، به جز کبد، نیز باشد. و دلیل اصلی افزایش آن مثلا میتواند آسیب سلولهای عضلات اسکلتی باشد. اگر سلولهای عضلات اسکلتی در اثر تمرین شدید موجب افزایش این آنزیم شده باشند، سطح آنزیم کراتین کیناز نیز باید در حد بیشتری افزایش یافته باشد.
آنزیم کراتین کیناز آنزیمی هست که موجب تبدیل کراتین به فسفو کراتین میشه و در عضلات انرژی آزاد میکند. و به عنوان شاخصی در پیش بینی یا تشخیص سکته قلبی یا آسیب بافتهای عضلانی و یا آسیب کلیوی بکار میرود. پس در تمرینات با وزنه سطح این آنزیم در ۲۴ تا ۴۸ ساعت پس از تمرین به حد اکثر خود رسیده و حتا تا ۳ الی ۷ روز بعد هم ممکن هست بالا باشد.
اثرات مضر استروئیدها بروی کبد در اصل به دلیل مصرف استرویدهایی هست که در کربن ۱۷ آلفا االکیله شده اند (اکثر خوراکی ها) و نهایتا موجب گرفته شدن مجری کبدی یا تورم و آب آوردن کبد یا حتا سرطان کبدی میشوند. البته ارتباط بالا بودن دو آنزیم های ترانسفرازی کبدی که بطور روتین آزمایش میشوند، گمراه کنندهه بوده و شاید به این لحاظ جامعه پزشکی به اشتباه اکثر موارد بالا بودن آنزیمها را مربوط به آسیب کبدی دانسته و آسیب عضلانی را در تفسیر نتایج آزمایشگاهی منظور نمیکنند. هر دوی سطوح SGPT و SGOT میتواند توسط تمرینات با وزنه شدید افزایش پیدا کنند که این ربطی به آسیب کبدی ندارد. هنگام برسی آنزیمهای کبدی در بدنسازها باید به این نکته دقت کرد که همزمان با در نظر گرفتن بالا بودن دو آنزیمی که در بالا ذکر شد باید سطوح آنزیمهای GGT و CK یا همون کراتین کیناز نیز سنجیده شوند تا بتوان تشخیص داد که آیا بالا بودن دو آنزیم های ترانسفراز در اثر آسیب کبدی هست یا تمرین وزنه و آسیب عضلانی؟
در تحقیقی ۵ گروه ۱. بدنسازانی که استروئید مصرف میکردند، ۲. بدنسازانی که استروئید مصرف نمیکردند ۳. دانشجویانی که ورزش میکردند و ۴. دانشجویانی که ورزش نمیکردند و ۵. بیماران مبتلا به هپاتیت کبدی با هم مقایسه شدند. AST, ALT, CK و GG T خون ارزیابی شدند. در هر دو گروه بدنسازان سطوح CK, AST, AL بالا بود اما GGT در سطح نرمال بود. کراتین کیناز در تمامی گروهای که ورزش کردند بالا بود. در مقایسه بیمارانی که مبتلا به ناراحتی کبدی بودند دارای سطح بالایی در مورد تمامی آنزیمها و همچنین GGT بودند و تنها افرادی که سطح GGT بالایی داشتند گروه مبتلا به بیماری کبدی بودند.
در نهایت تست کبدی و شاخصهایی که باید برسی شوند تا نتیجه گیری صحیح از وضیت کبدی گرفته شود اشاره شد و امیدوارم که اشخاصی که به دنبال برسی علمی و صحیح پاکسازی کبدی و تفسیر نتایج آزمایشات هستند متوجه شده باشند که چه آنزیمهایی باید تست شده و نتایج چگونه باید تفسیر شوند.

این نوشته فقط و فقط جهت استفاده اعضای ویژه سایت بدنساز تهیه شده و هر گونه نوسخه برداری از این مطلب مجاز نمیباشد و در صورت مشاهده فرد خاطی اخراج خواهد شد.

چاپ این مطلب

  تراپی بعد از مصرف دوره های استروئیدی جهت حفظ حجم
ارسال کننده: saeed - 2015/04/11، 09:15 AM - انجمن: آنتی استروژن ها - بدون پاسخ

تراپی بعد از مصرف دوره های استروئیدی:
هدف ما بعد ازگذراندن یک دوره فقط یک چیز هست: كه آنچه را در طول اجرای دوره به دست آوردیم را بتوانیم حفظ کنیم. متاسفانه حرفشو زدن راحت تره تا عمل.زیرا میزان هورمونهای مختلف و مواد دیگری كه به میزان زیاد در بدنتان وجود داشت ( تستوسترون، عامل رشدی انسولین مانند، هورمون رشد، و میزان کم گلکوکورتیکوئید ها) حالا تغیر خواهد کرد. متاسفانه با این تغیر میزان هورمونهای کاتابولیک بالا رفته و هورمونهای مفید برای رشد عضله کم خواهد شد. کاری را كه باید هر چه سریعتر انجام داد این هست كه بدن را سریعتر وادار کرد كه شروع به ترشح هورمونهای آنابولیک خودش کند، و از نوع هورمونهای کاتابولیک کمتر ترشح کند. متاسفانه بدن شما نقشه های دیگری برای شما دارد! اما ما هم همینطور!!
و من بسیار مطمئن هستم كه این روش به شما این اجازه را خواهد داد كه هر چه سریعتر هورمونهای بدن خود را وادار به ترشح هورمونهای آنابولیک کرده و بخش کمتری از پیشرفت بدست امده از دوره مصرف استروئید را از دست بدهید. این پروتکلی كه بعد از دوره استروئید دنبال میشود را تراپی بعد از دوره میگویند.
اول از هر چیز من به شما توضیح خواهم داد كه کدام هورمونهای آنابولیکی بعد از دوره کاهش مییابند و کدام هورمونهای کاتابولیک بیشتر میشوند. سپس به شما خواهم گفت كه کدامین داروها این وضیعت را به صورت به حالت مثبت بر خواهد گرداند. در ابتدا من بهتون یک توضیحی خواهم داد كه بدن بعد از متوقف شدن دوره استروئیدی چطور کار خواهد کرد و اینکه یک زمانی نیاز هست كه بدن بتواند به تولید دوباره هورمونها در سطح نرمال برگردد و دقت داشته باشید كه در این مرحله هست كه شما اکثر مقدار عضله به دست امده را از دست میدهید (یعنی زمان بین اتمام دوره و شروع ترشح هورمونها توسط خود بدن). پس ما باید سعی کنیم این مرحله را تا حد امکان کوتاه تر کنیم. اول نیاز داریم بدونیم كه در بدن شما چی میگذره و چی باعث میشه این اتفاق بیفته.
یکی از داروهای كه ما برای این منظور در نظر گرفتیم SERM یا همون (تنظیم کننده رسپتور استروژنی) میباشد یعنی كه خود مثل استروژن عمل میکند ولی رسپتورهای استروژنی را پر میکند و اینکار را انتخابی انجام میدهد. اینکار را توسط بلوکه کردن نوسخه برداری از ژنهای مرتبط در بعضی ژنها و شروع نوسخه برداری در ژنهای دیگر انجام میدهد. خوشبختانه اثرات استروژنی نیز بر روی استخوانها دارد یعنی چگالی استخوان ها را افزایش میدهد و همچننین کلسترول خون را پایین میآورد و همچینین از ژینکوماستی در بافت سینه از طریق ممانعت کردن نوسخه برداری از ژن مربوطه جلوگیری میکند. به هر حال در غده هیپوفیز هم به عنوان ضد استروژن عمل میکند و موجب افزایش FSH و LH میشود كه نتیجه در افزایش تستوسترون بدن میدهد. ۲۰ میلیگرم از نولوادکس تستوسترون شما را بندازه ۱۵۰ در صد بالا میبرد.اولین و مهمترین کاربردش در جلو گیری از ژینکوماستی هست.نولوادکس با رقابت برای رسپتورهای بافت سینه و اتصال به انها اینکار را انجام میدهد. پس میتوان گفت كه تاثیر تاموکسیفن نیز از همین طریق هست. استروژن برای عملکرد سیستم ایمنی و سطح چربیهای خون مفید هست كه تاموکسیفن اینکار ها را هم انجام میدهد.
نولوادکس همچنین کاربردهای زیادی در افزایش FSH و LH و تولید تستوسترون در مردان عقیم دارد. همینطور میتواند مقداری از استروژن را در هیپوفیز بلوک کند. كه مزییت مهمی هست خصوصا وقتی از HCG استفاده شود.حالا چرا ما کلامید استفاده نکنیم؟ اساسا چون کلامید قدرت نولوادکس را ندارد و باید بیشتر مصرف شود. در مقایسه ۱۵۰ میلیگرم کلامید نیاز هست تا همون اثر ۲۰ میلیگرم نولوادکس را در بالا بردن ۱۵۰ در صدی تستوسترون داشته باشد. در ضمن نولوادکس ترشح LH را هم بالا میبرد. همانطوری كه میدانید نولوادکس بسیار ضد استروژنی میباشد ولی در هر دوی هیپوتالاموس و هیپوفیز تاثیر میگذارد. اما تاثیر کلامید در هیپوفیز بسیار ضعیف هست و من پیشنهاد میکنم از کلامید برای بعد دوره استفاده نشه.
خوب حالا بعد از یک دوره استروئید، چقدر باید نولوادکس مصرف کرد؟ من ۲۰ میلیگرم در روز را ترجیح میدهم. اما احتمالا بشه با ۵ میلیگرم در روز هم موجب تحریک غدد ***ی برای ترشح شد. اما در هر صورت ۲۰ میلیگرم در روز دوزی هست كه من و خیلیها استفاده کردیم و موفق بووده.
ارمیدكس داروی ممانعت کننده آروماتاز هست یعنی از تبدیل تستوسترون به استروژن جلوگیری میکنه، ۰.5 میلیگرم تا ۱ میلیگرم روزی کافی میباشد. دیدم كه حتا تا ۱۰ میلیگرم هم استفاده شده اما نتیجش فرقی با ۱ میلیگرم ندارد. لتروزول دیگر دارویی هست كه از این نوع میباشد یعنی جلوگیری از تبدیل تستوسترون به استروژن میکند. ۱۰۰ میکروگرم در روز توصیه شده.
باید دقت داشت كه من دیدم خیلیها دوزهای زیاد و خنده داری را توصیه میکنند ولی باید توجه داشت كه بدن به هر یک از این داروها تا یک حدی پاسخ میدهد و نمیتوان با مصرف یک مگا دوز بالا انتظار داشت كه همه چیز تنظیم شود با همین خاطر ما چندین دارو را با هم برسی میکنیم.
حالا ما نیاز داریم یک چیزی را با نولوادکس مصرف کنیم كه به روشی متفاوت عمل میکند و مطمئنا آن چیزی نیست بجز HCG . HCG یک هورمون پپتیدی هست كه توسط جنین انسان در مراحل اولیه جنینی و سپس توسط جفت ترشح میشه. و موجب تحریک گنادها میشود. این هورمون اینکار را با تحریک LH و تاثیر آن بروی سلوهای لیدیگ انجام میده و موجب ترشح تستوسترون میشه. پس ما میتوانیم با استفاده از نولوادکس تولید هورمونهای LH و FSH را تحریک کنیم و با HCG مستقیما سلولهای لیدیگ را تحریک به تولید تستوسترون کنیم.
متاسفانه وقتی HCG تستوسترون را افزایش میدهد، استروژن را هم افزایش میدهد و همانطوریکه میدونید استروژن رویه سلولهای لیدیگ تاثیر میگذارد و موجب اختلال در آنزیمهای تولید کننده تستوسترون میشود. و این خود قسمتی از همون فید بک منفی هست كه قبلا صحبتش را کردیم.همینطور افزایش LH موجب کاهش حساسیت رسپتورهای آن میشود. از آنجائیکه HCG ، همون کار LH را هم انجام میدهد، میتوان همین انتظار را ازش داشت. این کاهش LH موجب افزایش کلسترول استروئیدی میشود، پس وقتی كه HCG موجب افزایش تستوسترون شد، نباید بیش از حد استفاده شود چون اگر استروژن زیادی تولید کنید، کلسترول بیشتری در دسترس خواهد بود.

این موجب خواهد شد كه تستوسترون کمتری تولید شود. در حقیقت در موشها نشاند داده شده كه اگر دوز اولیه آنقدر زیاد باشد كه تستوسترون به حد زیادی بالا رود، آنوقت
سلولهای لیدیگ حساسیتشان را از دست داده و دوز بعدی موجب افزایش تستوسترون نخواهد شد. پس اگر دوز اول HCG بالا باشد دوز دوم کار نخواهد کرد. معمولا کاهش LH دلیل اصلی کمبود تسترون نیست چون LH در طی بعد از دوره خیلی سریع به حد بالا برمیگردد اما این تولید تستوسترون هست كه مشکل هست. دلیل این موضوع میتونه به این خاطر باشه كه هیپوفیز شما خیلی تحت فشار در کار میکنه تا سلولهای آب رفته لیدیگ را دوباره وادار به ترشح تستوسترون کنه. HCG همینطور موجب برگشت حجم دوباره بیضه ها به حالت اول یعنی نرمال میشود و این مساله برای مردان مهم میباشد!

همینطور نشان داده شده كه HCG در مردانی كه LH پایینتری دارند یعنی در زمان بعد از دوره بهتر عمل میکند.
اینطور به نظر میرسد كه تاثیر LH قبل از اینکه HCG بتونه کار خودشو انجام بده ضروری میباشد. بر حال این مساله برای ما مهم نیست چون ما وقتی ازش استفاده میکنیم كه سطح LH و گنادو تروپین پایین هستند فقط مساله اینجاس كه ما باید قبل از اینکه میزانش به حاد نرمال برسه، مصرفش رو متوقف کنیم والا کار نخواهد کرد. خوشبختانه کاهش ترشح گنادها كه در اثر دوره استروئیدی ایجاد شده، به ما این اجازه رو میده كه بتونیم از HCG به بهترین نحو استفاده کنیم. پس همونطوری كه گفتم اینکه HCG در حالت عادی حالت ممانعت کننده در ترشح تستوسترون داره در اینجا صادق نیست. این خبر بسیار خوبی برای ما هاست چونکه میتونیم از HCG در تراپی بعد از دوره استفاده کنیم.
اما آیا ما هنوز هم بااستفاده از HCG بعد از اتمام دوره، ریسک میکنیم؟ نه، زیرا تحقیقات در مورد انسان نشان داد كه HCG مستقیما موجب ممانعت از ترشح LH نمیشود، بلکه ممکنه از طریق تحریک ترشح تستوسترون موجب ممانعت LH بشه چون فید بک منفی بده. عامل دیگه كه باید در نظر گرفت در مورد تاثیر بروی آنزیم آروماتاز در بیضه ها هاست كه موجب میشه تستوسترون به استروژن تبدیل شده و در نتیجه باعث ممانعت از ترشح تستوسترون شه. متاسفانه مساله دیگه میتونه کاهش تنظیم رسپتورهای LH در سلولهای لیدیگ توسط دوز بالای HCG باشه. كه اینکار میتونه از طریق بلکه کردن تبدیل ۱۷ آلفا-هیدروکسی پروژسترون به تستوسترون توسط HCG باشه. نولوادکس در حقیقت از اینکار جلوگیری میکند. چون نولوادکس تاثیر مستقیم ضد استروژنی داشته و ترشح LH را در هیپوفیز بالا میبرد. پس اگه ما نولوادکس مصرف کنیم فقط نیاز هاست كه HCG را موقعی مصرف کنیم كه سطح گونادوتروپین ها پایین باشند.
اما هنوز HCG با اینکه سبب بالا رفتن تستوسترون میشه استروژن را هم بالا میبره. اما ما میتوانیم با مصرف دوز پایین HCG یعنی در حد ۳۰۰ iu از بالا رفتن استروژن جلوگیری کنیم. البته من دوس دارم كه ۵۰۰ iu تزریق کنم تا بدانم هر چه سریعتر به فعالیت بیفته و کمتر از عضلاتی را كه بدست آوردم را از دست بدم. شاید ره حال در اینجا مصرف ویتامین ای بهمراه HCG میباشد. چون مصرف ویتامین ای موجب بالا رفتن پاسخ تستوسترون به HCG شده و میزان تستوسترون را به حد زیادی بالا خواهد برد. پس ما میتوانیم نتیجه بهتری در استفاده توام HCG و ویتامین ای ۱۰۰۰ iu درروز ببریم.
اما بیایید مشکل استروژن را حل کنیم. یعنی ممانعت کننده آنزیم آروماتاز استفاده کنیم. حالا کدامیک. چون ما از نولوادکس استفاده میکنیم نمیتوانیم همزمان از اریمیداكس یا لتروزول استفاده کنیم چون نولوادکس سطح دو تای دیگر را در پلاسما پایین میآورد!
پس باید ارامآزین استفاده کنیم. ارامازین همچین کمک به گذاشتن تاثیرات آندروژنی هم میکند. واین آخرین دارویی كه پیشنهاد میشه برای اینکه تا ۸۵ درصد استروژن را از بدن دفع کنه. و در ضمن مصرف ارامازین با نولوادکس تاثیر آنزیم اكسامستان را کاهش نمیده. پس دیگه فکر میکنم مشکل همراه با مصرف HCG دیگه حل شده باشه. و ما میتوانیم از HCG به میزان ۵۰۰ iu در روز مصرف کنیم تا هر چه سریعتر بدن را وادار به ترشح تستوسترون کنیم.
با این پروتکل تراپی بعد از دوره، افزایش سریعی در LH FSH و تستوسترون خواهد بود و تمامی فاکتورهایی كه میتونه برگشت هورمونهای بدن به سطح نرمال را به تاخیر

بندازه بلوکه خواهد شد. پس من فکر میکنم كه از لحظه ای كه دورتون تموم شد باید بلافاصله این پروتکل را دنبال کنید (یک هفته بعد از آخرین تزریق یا روز بعد از آخرین
قرص). به یاد داشته باشید صبر یعنی قرار دادن بدنتان در یک سر در گمی و اینکه حجم زیادی را از دست خواهید داد. هیچ مدرکی وجود نداره كه ثبت کنه كه صبر کردن بعد

از اتمام دوره موجب میشه تاثیر تراپی بهتر باشه. صبر بعد از دوره، یعنی زمانی كه شما هیچ کار خاصی را انجام نمیدید كه روش به دست امده را از دست ندید و بدنتون را
دوباره مجبور به ترشح نرمال هورمونها کنید. و حالا سوال اینه كه برای چه مدتی باید این تراپی ادامه داشته باشه؟ خوب باید دقت داشت كه مصرف HCG را باید سریع به دلیل

ذکر شده متوقف کرد. اما نولوادکس و ارامآزین را میتوان برای مدت طولانیتری ادامه داد. به طور ایده آل باید هفته ای یکبار آزمایش خون داد، اما میشه ماهیانه هم اینکار

رو کرد و از میزان هورمونها با خبر شد. و تا زمانی این تراپی را ادامه میدیم تا مطمئن شیم كه بدنمون به حد نرمال برگشته اما آزمایش خون هفته ای واقعا ضروری نیست. اگه
نیاز
باشه كه بدونه سوژه به آزمایش خون و بطور تقریبی گفت كه چقدر باید از هر ماده استفاده کرد و یا به چه مدت من توصیه خود را در زیر آوردیم. البته باید در نظر داشت كه

من بحث تغذیه یا عوامل دیگه را نمیکنم چون هدفم در این جا تنها برگرداندن سطح هورمونها به حالت نرمال در بدن بعد از انجام دوره هاست.

برنامه هفتگی نولوادکس/ HCG /اراامازین / ویتامین ای
۱. ۲۰ میلیگرم/ ۵۰۰ ایو/ ۲۰ تا ۲۵ میلی گرم/ ۱۰۰۰ IU در روز
۲. ۲۰ میلیگرم/ ۵۰۰ ایو/ ۲۰ تا ۲۵ میلی گرم/ ۱۰۰۰ IU در روز
۳. ۲۰ میلیگرم/ ۵۰۰ ایو/ ۲۰ تا ۲۵ میلی گرم/ ۱۰۰۰ IU در روز
۴. ۲۰ میلیگرم / ۲۰ تا ۲۵ میلیگرم در روز
۵. ۲۰ میلیگرم/ ۲۰ تا ۲۵ میلیگرم در روز
۶. ۲۰ میلیگرم در روز

از استروئید دات کام ، تهییه و ترجمه: آرش ب. از سایت بدنساز.
منابع:
1. Human Anatomy and Physiology, 6th ed. John W. Hole jr
2. Mol Cell Endocrinol. 2004 Sep 30;224(1-2):73-82.
3. Endocrinology. 1995 Feb;136(2):536-42
4. Breast Cancer Res Treat. 2005Oct;93(3):277-87.
5. Treat Endocrinol. 2004;3(2):105-15. Review.
6. Fertil Steril. 1978 Mar;29(3):320-7

7. Disparate effect of clomiphene and<SPAN style="FONT-FAMILY: 'Times New Roman','serif'; FONT-SIZE: 13.5pt; mso-fareast-font-family: 'Times New Roman'" lang=FA>

چاپ این مطلب